سلطان ساوالان

در این وبلاگ به کمک چند تن از دوستان دانشجو اطلاعات مفیدی در خدمت شما قرار خواهیم داد

تلفظ و معنی تعدادی کلمه انگلیسی
نویسنده : رحمان جعفری - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

صفحه 109

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

Measuring

مِ شور

اندازه گیری

payment

پی منت

پرداخت - وجه

Economy

ا کونامی

اقتصاد

Simple

سیم پل

ساده

Performance

پر فورمنس

عملکرد

Shown

شاوون

نشان داده شده

Concept

کان سپت

مفهوم

Figure

فی گیوور

شکل - طرح

Circular

سیر کیولر

غیرمستقیم

Household

هاووس هولد

خانگی

Income

این کام

درامد

Assumed

ا    سو   مد

مفروض

Involves

این والوز

داخل کردن

Sell

سل

فروختن- معامله

Principles

پرین سیپلس

مرام

Their

دی ر

مال آنها

Exchange

ایکس پینج

مبادله

Entire

ان تاییر

همه

Seller

سه لِر

فروشنده

Current

کَ رنت

باقی - جریان

Receives

ری سیو

دریافتن- گرفتن

Period

پِ ری یِد

دوره - مدتی

Exactly

اکز اکتلی

کاملا

Consumer

کان سومر

مصرف کننده

Amount

آمونت

مقدار - میزان

products

پرا داکت

حاصلضرب- محصول

Buyer

بایر

خریدار

There

دِر

آنجا

Spend

اسپند

خرج کردن

On

آن

همواره

Flow

فلو

گردش - جریان

Other

آدر

دیگر

direction

دی رکشن

رهبری

taxes

تاکسیز

عوارض

 

 

صفحه 110

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

profit

پرافیت

سود- مزیت

Providing

پرو وایدینگ

درصورت

whatever

وات اِو اِ ر

هرچه

simultaneously

سای مال تی نی یس لی

با هم- ضمناً

factor

فکتر

عامل - ضریب

Reward

ری وورد

مزد

production

پرو داک شن

محصول - تولید

included

این کلو دید

مشمول

such

ساچ

چنین

transaction

ترنس اکشن

معامله- انجام

labor

لی بور

کار - زحمت

Expectations

اکس پک تی شن

انتظار

indicate

ایند کیت

نشان دادن

Would

وود

تمایل

might

مایت

توانایی

Incur

این کر

خرج-ضرر

Under

آن در

کمتر از

Risk

ریسک

خطر

Impression

ایم پرشن

تاثیر - اثر

Organization

اور گنه زیشن

تشکیلات-سازمان

Part

پارت

بخش

Activitiy

اک تی وی تی

کار-فعالیت

But

بات

فقط - بلکه

Consider

کن سی در

فرض کردن

indeed

این دید

براستی - محققاً

Doing

دوو اینگ

عمل

Cost

کاست

ارزش

Arrow

اَرو

سهم

Because

بی کاز

چونکه - علت

Go

قو

رفتن

Entrepreneurs

آن ترِ پرِ نور

موسس شرکت

Bottom

با تم

پایین

reward

ری وورد

مزد

Definition

دِ فِ نیشن

تعریف-تعیین

Answer

ان سر

جواب

Total

تو تل

کامل

Right

رایت

راست- محقق

therefore

در فور

بنابراین

Capital

کَ پیتل

سرمایه-تنخواه

which

ویچ

چه

Payment

پی منت

پرداخت

Resource

ری سورس

ابتکار

Supplier

سا پلیر

کارپرداز

Defined

دی فایند

مشخص-محدود

Annual

ان نی یو ال

سالیانه - یکساله

Also

آل سو

نیز

Final

فای نیل

نهایی

From

فرام

از

Top

تاپ

عالی

Value

وَ لو

قیمت

Equal

ای کو ال

برابر

Monetary

مانا تری

پولی

Essence

اس انس

خلاصه-عمده

Represents

ر پری زنت

بیان کردن

Receipts

رِ سی پت

دیافت-رسید

Opposite

آپ اِ سیت

معکوس - ضد

Become

بی کام

مناسب بودن

receipt

ر سیپت

قبض

 

صفحه 111

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

Product

پراداکت

محصول

lower

لو ور

پست تر

Market

مارکت

بازار

Flow

فلو

جریان

Take

تی ک

گرفتن

Represent

ر پری زنت

نشان دادن

transactions

ترنس اکشنز

معاملات

Note

نوت

ثبت کردن

loop

لوپ

حلقه

Consumer

کان سامر

مصرف کننده

upper

آپر

بالاتر

Many

مِ نی

متعدد

supplier

س پلیر

کارپرداز-تهیه کننده

demanded

دِ من دید

مطلوب

 

صفحه 112

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

Land

لند

بر- زمین

ability

ابی لیتی

توانایی

Business

بیزنس

تجارت

even

ای ون

واریز کردن-زوج

Buyer

بای یر

خریدار

These

دیز

اینها

More

مور

زیادتر

Observe

اب زرو

ملاحظه کردن

While

وایل

تا وقتی که

Back

بک

بدهی عقب افتاده

Money

مانی

پول - سرمایه

Also

آل سو

نیز

service

سروس

خدمت - بنگاه

Again

ا گین

مجدداً

Counterclockwise

کانتر کلاک وایز

خلاف جهت ساعت

Endless

ان دلس

مکرر

twice

تو وایس

دوباره

Gross

قروس

جمع کل

Domestic

دام اس تیک

مستخدم- خانگی

Nation

نی شن

کشور

Within

وی سن

به اندازه

Good

قوود

خوب-مال منقول

Formal

فرمل

قراردادی

Define

دی فاین

تعریف کردن

Year

یی یر

سال

Rate

ری ت

نرخ

Suppose

سه پوز

فرض کردن

Week

ویک

هفته

Specify

اس پ سه فای

تعیین کردن

Implicit

ایم پلی سیت

التزامی

Just

جاست

تنها- عیناً

Thus

تاس

چنین - پس

Stock

استاک

موجودی

Measured

می شورد

شمرده

About

ا بوت

تقریباً

Savings

سیو اینق

پس انداز

Contrast

کنتراست

ضدییت

Point

پوینت

مرحله

Stress

اس ترس

اهمیت

example

ایگز امپل

نمونه-مثال

Entirely

ان تایر لی

سر به سر

Count

کونت

حساب کردن

Everything

اوری ثینق

همه چیز

Time

تایم

زمان

Certain

سر تی ن

قطعی

know

نو

شناختن

                                     

صفحه 114

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

Even

ای ون

مساوی-متعادل

Determine

دِ ترمن

مشخص کردن

though

تاو

به هر حال

Each

ایچ

هر یک

grain

گری ن

حالت-دانه

Stage

ایستیج

طبقه

farmer

فارمر

کشاورز-روستایی

Production

پرو داکشن

عمل - تولید

may

مِی

امکان داشتن

Contribute

کن تری بیوت

همکاری

sold

سو لد

به فروش رفته

Table

تیبل

جدول

make

می ک

ساخت

See

سی

مشاهده کردن

Bread

برَد

نان

Between

بیت وین

میان

Can

کن

قادربودن-قوطی

spend

ایس پند

خرج کردن

Numerical

نو مری کل

عددی

such

ساچ

این قبیل

Clarity

کل ریتی

روشنی- نظم

Equal

ای کو ال

مساوی

Point

پوینت

فقره-نقطه

Sale

سیل

بازار فروش

Further

فور در

مجدد

Double

دابل

مضاعف کردن

Through

ترو

مستقیم

When

ون

وقتی که

derive

درایو

نتیجه گرفتن

how

هاو

چگونه

Approach

اپ روچ

نزدیک شدن

expenditure

ایکس پندی چرز

مصرف- هزینه

Separate

سه پریت

جدا کردن

Investment

این وست منت

سرمایه گذاری

Components

کم پوننتس

اجزاء

exports

اکس پورت

صادر کردن

Look

لوک

نگاه

net

نت

خالص-عمده

Together

تو قدر

یکجا

Consumption

کنس آپشن

مصرف

 

صفحه 114

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

کلمه انگلیسی

تلفظ

معنی فارسی

expenditure

اکس پن دی تر

هزینه

Like

لایک

سان

Which

ویچ

کدام

housing

هاوسینق

مسکن

Falls

فال

افت-نزول

Expenditures

ایکس پندی ترز

مصرف

Category

کت ِ قوری

طبقه-دسته

Constitute

کانس تی توت

تاسیس کردن

None

نون

هیچکدام

Major

می جور

عمده-بیشتر

Arbitrarily

آر بت ری لی

بطور قراردادی

proportion

پر پورشن

قسمت-مقدار

food

فود

خوار و بار -غذا

anybody

انی بادی

کسی

more

مور

بیشتر

annual

ان یو ال

سالیانه

appliance

اپ لینس

اسباب-وسیله

rental

ری انتل

اجاره نامه

durable

دوو ری بل

با دوام - دیرپای

payments

پی منت

قسط - وجه

rest

ری ست

تکیه - نتیجه

apartments

آپارتمنت

منزل

gasoline

گاسولین

گازوئیل - بنزین

included

این کلودید

مشمول

However

هو اور

ضمنا-هنوز

Existing

اگزیستین

موجود

Consequent

کانس اکو انت

نتیجه بخش

Occupied

آکیا پی د

مشغول

Statistician

استاتیشن

آمارگیر

Roughly

رافلی

سردستی

Estimate

است میت

تخمین

Rent

رنت

پرداخت اقساطی

Called

کال د

فراخوانده

Own

اون

شخصی

Implicit

ایم پلی سیت

اشاره شده

Else

ال س

جز این

Rental

رن تل

اجاره نامه

Someone

سام وان

شخصی

Value

ولو

مقدار- قیمت

Gross

گروس

بزرگ-انبوه

private

پرای وت

مخصوص

Domestic

دام استیک

خانگی

Investment

این وست منت

سرمایه گذاری

Turn

ترن

نوبت - تمایل

Attention

آ تن شن

رسیدگی

Undertaker

آن دره تی کر

متعهد

Economist

اکا نو میست

متخصص اقتصاد

Refer

ری فر

بازگشت دادن

Addition

آدی شن

افزایش

Production

پرو داکشن

محصول - عمل

future

فیوچر

آینده

Activity

اک تی وی تی

کار-فعالیت

Great

قریت

عالی

Hence

هنس

یعنی-بنابراین

Consumption

کنس اپشن

مصرف

equipment

اِ کیوپ منت

تجهیزات

Put

پوت

ثبت کردن

Increase

ان کریس

رشد-توسعه

Estimate

استِ میت

برآورد

Residential

رزه دنتل

مسکونی-محلی

Structures

استراکچر

سازمان-ساختار

Because

بی کاز

علت-زیرا

Sense

سنس

مفاد - احساس

Generate

جن ریت

تولید کردن

Produce

پره دوس

تولید کردن - محصول

home

هوم

خانه-شهر